تبليغاتX
عشق اساطیری

www.ghatarearezooha.blogfa.com

عشق اومد سراغم ، پشت در در زد

عشق با من آشنا شد ، ولی یک روز پر زد

گذاشت و رفت ، از این آشیونه

تنهام گذاشت ، تو این زمونه

برگرد باز به این خونه ، نذار تو تنهام

برگرد نذار که پاییز باشه ،  پایان فردام

پایان فردام

عشق تنها نشستم ، تو اطاقم با خاطراتت

هی می سوزونم ، دقیقه ها رو من با یادت

دردم درمون ندارم ، زندونیم زندون ندارم

برگرد باز به این خونه ، نذار تو تنهام

برگرد نذار که پاییز باشه ،  پایان فردام

پایان فردام

گذاشت و رفت ، از این آشیونه

تنهام گذاشت ، تو این زمونه

برگرد باز به این خونه ، بی تو سرده شبهام

برگرد تا باز تو آغوش تو ، بسوزه غم هام

بسوزه غم هام

 

 

 

نوشته شده توسط نسرين در 87/05/18 ساعت 15:22 | لینک ثابت

نوشته شده توسط نسرين در 87/05/11 ساعت 0:28 | لینک ثابت

منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

نوشته شده توسط نسرين در 87/03/23 ساعت 23:17 | لینک ثابت

گفتي چطوري ميشه تو خاطر تو موندي شد ؟ گفتم يا دلم رو به دست بيار يا اونو بشکن ولي . ولي نمي دونم چرا تو دومي رو انتخاب کردي

نوشته شده توسط نسرين در 87/01/09 ساعت 23:2 | لینک ثابت

رازت را به من بگو

دستت را به من بده….

من با غربت تو اشنا هستم.

روزي به من گفتي

كه هركس در زندگي

رازهايي با خود دارد

كه نياز به گفتن نمي يابند.

و ان راز تو بود

كه سال ها با خود

همراهش كردي.

امروز خود را سبك بار

به دست زندگي بسپار

و بگو ان چه را

ناگفته نگاه داشته اي.

نياز تو براي سبكباري

گفتن ان راز است

 

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/23 ساعت 23:13 | لینک ثابت

خداحافظ

پیام من  کلام من  خداحافظ تو ای تنها کلام من

خداحافظ

طلوع من  غروب من خداحافظ

تو ای محبوب خوب من

خداحافظ ...

 

 

 

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/10 ساعت 14:23 | لینک ثابت |

دلم ميخواد يه چيزي رو بدوني

دلم ميخواد يه چيزي رو بدوني

ديگه نه عاشقي نه مهربوني

منم ديگه تصميمم  گرفتم

اصلا نميخوام كه پيشم بموني

يه شب كه داشتم فكرامو ميكردم

ديدم با تو تلف شده جوونيم

يه جا يه جمله ي قشنگي ديدم

عاشقو بايد از خودت بروني

چه شعرايي من واسه تو نوشتم

چه شعرايي من واسه تو نوشتم

تو همه چيز بودي جز اسموني

يادت مياد منتمو كشيدي

تا كه فقط بهت بدم نشوني

يادت مياد روي درخت نوشتي

تا عمر داري براي من ميخوني

يادت مياد حتي سلام منو

گفتي به هيچكسي نميرسوني

حالا بيار عكسامو تا تموم شه

حالا بيار عكسامو تا تموم شه

اگه كه وقت داري اگه ميتوني

نگو خجالت ميكشي ميدونم

تو خيلي وقته ديگه مال اوني

خوش باشي هرجا كه ميري الهي

واست تلافي نكنه زموني

خوش باشي هرجا كه ميري الهي

واست تلافي نكنه زموني

 

 

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/09 ساعت 23:55 | لینک ثابت |

عاشق عاشقی هستم که عاشق خالق معشوقه هاست *عشق های مجازی در دامان نگاه متولد و در هجران اشک ها تطهیر و در آغوش وصال دفن می شوند

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/08 ساعت 15:33 | لینک ثابت |

کاش ميشد که قلب وسعت مي گرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت کاش ميشد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت مي گرفت كاش مي شد اشك را تهديد كرد. فرصت لبخند را تمديد كرد. كاش مي شد در غروب لحظه ها خاطرات عشق را تجديد كرد

 

 

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/04 ساعت 23:48 | لینک ثابت |

غربت دیرینه ام را با تو قسمت میکنم تا ابد با دردو رنج خویش خلوت میکنم رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد من دراین ویرانه هااحساس غربت میکنم

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/04 ساعت 15:22 | لینک ثابت |

بر خاك بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حكايت سختي نيست. از پاكي اشكهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/03 ساعت 22:37 | لینک ثابت |

گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!

 

 

 

نوشته شده توسط نسرين در 86/12/03 ساعت 22:23 | لینک ثابت |

خدایا به هرکه دوست می داری بیاموز که "عشق از زندگی کردن بهتر است "و به هرکه بیشتر دوست میداری بچشان که "دوست داشتن از عشق برتر.